326

تارنمای علوم تربیتی رب فهرستی از کتب مناسب در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت را پیشنهاد نموده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، بسته پیشنهادی تارنمای علوم تربیتی رب برای خرید از بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از این قرار است:
«درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران»، جلد اول، خسرو باقری، انتشارات علمی فرهنگی
«درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران»، جلد دوم، خسرو باقری، انتشارات علمی فرهنگی
«الگوی مطلوب آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران»، خسرو باقری، مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا
«فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی»، محمود فتحعلی، دکتر مجتبی مصباح، دکتر حسن یوسفیان، انتشارات مدرسه(سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی)
«نظریه اسلامی تعلیم و تربیت»، جلد اول، جمیله علمالهدی، انتشارات دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)
«نظریه اسلامی تعلیم و تربیت؛ مبانی آموزش رسمی»، جلد دوم، جمیله علمالهدی، انتشارات دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)
«فلسفه تربیت اسلامی»، ماجد عرسان کیلانی، ترحمه بهروز رفیعی، سازمان سمت و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
«زمینهای برای بازشناسی و نقادی فلسفه تعلیم و تربیت در جهان غرب»، ترجمه سعید بهشتی، انتشارات اطلاعات
«رویکردها و روشهای پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت»، خسرو باقری، نرگس سجادیه و طیبه توسلی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری
«مبانی فلسفی تعلیم و تربیت»، هوارد اوزمن و ساموئل کراور، گروه مترجم، انتشارات مؤسسهآموزشىوپژوهشى امامخمینى(ره)
«جمهور؛ دوره کامل آثار افلاطون»، جلد دوم، ترجمه محمدحسن لطفی، انتشارات خوارزمی
«امیل»، ژان ژاک روسو، ترجمه مهستی بحرینی، نشر نیلوفر
«منطق تربیت؛ تحلیل مفهوم تربیت از نگاه فلسفه تحلیلی»، پل هیوود هرست و ریچارد استنلی پیترز، ترجمه فرهاد کریمی، انتشارات علمی فرهنگی
«ایدئولوژی و برنامه درسی»، مایکل دبلیو اپل، ترجمه علیرضا شواخی، شقایق نیکنشان و مریم انصاری، نشر نوشته
«مکتبها و گرایشهای تربیتی در تمدن اسلامی»، سعید اسماعیل علی و محمد جواد رضا، ترجمه بهروز رفیعی، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
«فقه تربیتی؛ مبانی و پیشفرضها»، علیرضا اعرافی و سیدنقی موسوی، انتشارات مؤسسه اشراق و عرفان
«ادب الاهی؛ کتاب دوم: مبانی تربیت»، مجتبی تهرانی، مؤسسه پژوهشی فرهنگی مصابیحالهدی
325
ریچارد استنلی پیترز یکی از فلاسفه حوزه فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت و پیشرو مکتب لندن است. مطابق با دیدگاههای پیترز، در فرایند تعلیم و تربیت، پرورش عقلانیت متربی در درجه اول اهمیت قرار دارد تا جایی که آن را هدف تعلیم و تربیت می داند و دستیابی به این هدف را منوط به کسب صور متفاوت تجریه و دانش می کند که این صور با هم مرتبط هستند و از طریق به کارگیری روش گفتگو در هر زمان ومکان کسب می شوند.


324
تحلیل مفهوم تربیت از نگاه فلسفه تحلیلی:منطق تربیت
322
نویسنده : عاطفه غفرانی - ساعت ۸:٤٠ ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٥ 50
اندیشمند نوین علوم تربیتی، استنلی پیترز نویسنده: جان وایت مترجم: دکتر محمدجعفر پاکسرشت ...
تربیت شدن به معنی رسیدن به مقصد نیست؛ بلکه عبارت است از سفر کردن با دیدی متفاوت.(1) ریچارد استنلی پیترز مؤسس فلسفه تعلیم و تربیت متداول در نیمه دوم قرن بیستم بریتانیاست. او در زمینه اخلاق، فلسفه ذهنی، فلسفه سیاسی و تاریخ و فلسفه روانشناسی به کار تخصصی پرداخت. از 1962 به بعد، این علایق منحصراً در زمینه فلسفه تعلیم و تربیت به بار نشست. پیترز و همکارش، پل هرست، جامعه تعلیم و تربیت بریتانیا را در 1964 تأسیس کردند که پیترز مدیریت این جامعه را عهدهدار بود. پیترز همچنین شماری از کتب و مقالات اثرگذار را به رشته تحریر درآورد و شالوده فلسفه نوسیمای تعلیم و تربیت را ریخت. فلسفه تعلیم و تربیت ریچارد پیترز دارای وجوه متعدد بود. از پایان جنگ و تا انتصاب او به سمت استادی مؤسسه در 1962، علاقه غالب در فلسفه عمومی معطوف به چیزی بود که « تحلیل مفهومی»، یا به عبارتی، « تحلیل زبانشناختی» خوانده میشد... مفهوم تحلیل «زبانشناختی» در حیطه وسیعتر تحلیل «مفهومی» قرار میگیرد. بخشی از پروژه کلی اولیه پیترز شامل کاربست فنون «تحلیلی» درباره مفاهیم خاص تربیتی بود. این امر وی را بر این ادعا رهنمون شد که تحقق تعلیم و تربیت، در تمایز با امور دیگری مثل مهارتآموزی یا القای عقیده، موکول به تحقق سه معیار است که عبارتاند از: «تعلیم و تربیت» متضمن انتقال مطالب ارزشمند به کسانی است که نسبت به آن متعهد میشوند؛ «تعلیم و تربیت» باید دربردارنده دانش و مدرک و نوعی چشمانداز شناختی و پویا باشد، «تعلیم و تربیت» دستکم برخی از شیوههای انتقال رابه دلیل آنکه ناقض آگاهی و اختیار [متعلم] هستند طرد میکند. بر اثر انتقاداتی که دیگر فلاسفه وارد آوردندبه زودی روشن شد که توضیحات پیترز شامل «تحلیل» بیطرفانه و عینی مفهوم تعلیم و تربیت نیست، بلکه شامل توصیف دیدگاه ویژهای است دالّ براینکه تعلیم و تربیت چگونه باید باشد، دیدگاهی که بیشتر در برخی از محافل دانشگاهی و نخبگان دبیرستانی آن زمان پذیرفتنی بود. در حالی که پیترز میکوشید تا تحلیل خود را در جهت رفع این مشکل تهدیب کند، پروژه وسیعتر فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان زیر مجموعهای از فلسفه در معرض خطر قرار گرفت. «فلسفه کاربردی» و «اخلاق کاربردی» عمدتاً پس از سالهای پربار پیترز به روی صحنه آمدند... با این حال در حقیقت پیترز یکی از اولین فلاسفه کاربردی بریتانیاست. وی خود را عمیقاً مقید میدانست که به معلمان و مربیانش کمک کند تا از نارساییهای فلسفی نظریه تربیتی رایج، خصوصاً گونه نظریه «پیشرفتگرایی»، که در گزارش 1967 پلاودن مطرح شده بود، آگاه شوند. وی رویکردی مسئلهمحور برای فلسفه تعلیم و تربیت به ارث گذاشت. مکتبی که به کمک پیترز پایهگذاری شد، در عمل تربیت ریشه داشت و او خود را وقف اصلاح آن کرده است. ارتباطاتی که وی بین مسائل روبنایی و لایههای عمیقتر تفکر فلسفی، مخصوصاً در زمینه فلسفه ذهن و اخلاق، برقرار کرد واجد اهمیت است. در حیطه اخلاق وی احتجاجات خود را درباره مواد برنامهدرسی، رشد اخلاقی، برابری فرصتهای آموزشی و مسائل دیگر با فلسفه اخلاق تمامعیاری که آشکارا وامدار کانت بود تحکیم بخشید. پیترز همچنین الگوی مشابهی از استدلال را در توجیه فعالیتهای برنامهدرسی به کار گرفت. اخلاق کانتی که پیترز فلسفه تعلیم و تربیت خود را بر آن بنا نهاده بود، در ربع چهارم قرن بیستم به نفع دیدگاههای اخلاق ارسطویی میدان را خالی کرد. حیات عقلایی، حیاتی که وقف سودای حقیقت باشد، ستاره راهنمای پیترز است هم در زندگی و هم در فلسفه. در بسیاری از محافل، پیترز به مثابه شخصی دیده شده- و پیترز نیز خود را چنین دیده- که فنون فلسفه «تحلیلی» پس از جنگ دانشگاه آکسفورد را در خصوص مسائل عملی تعلیم و تربیت اعمال کرده است. اما پیترز بیشتر «فیلسوفی به سبک گذشته»(2) است. با وجود اینکه پیترز رویکردهای کلی متافیزیکی را در قبال تعلیم و تربیت طرد میکند، موضع فلسفی او از لحاظ جهان شمول بودنش، وابستگیاش به حقیقت و خرد، و تأکید بر خویشتنداری، به نظر الیوت، با مشرب رواقیون خویشاوندی دارد. پیترز به سان رواقیون از سرگشتگی به خوبی آگاه است- این سرگشتگی، در مورد خود او، مربوط میشود به نیاز ما به درک معنای زندگی در رویارویی با سوانح دهر.
یادداشتها Peters, Education as Initiation, p. 47.
رجوع کنید به: Cooper, Education, Values and Mind, pp. 41- 68.
منبع: پالمر، جوی آ. . جمعی از مترجمان(1393). پنجاه اندیشمند نوین علوم تربیتی(از پیاژه تا عصر حاضر).216- 223. تهران: انتشارات سمت
321
فلسفه تحلیلی وتعلیم وتربیت
از رویکردهای فلسفه تعلیم وتربیت ،رویکرد تحلیلی است .مک کللان وکومیسار در سال 1962در مقدمه ای که برچاپ آمریکایی اثر 1941هاردی نگاشتند ،تفسیر هایی را در باره ی ماهیت وقلمرو فلسفه تحلیلی تعلیم وتربیت ارائه دادند.این دو استدلال کردند که تحلیل ،کار ساده ای نیست بلکه متضمن یک سلسله فعالیت ها وفن هاست.به عقیده آنان ،تحلیل ،شامل دوفعالیت اصلی وحیاتی است.:
1-توضیح مفاهیم ونظریه ها
2-بازسازی منطقی مفاهیم ونظریه ها
در مورد فعالیت توضیح یا روشنگری ،خاطر نشان ساختند که مراجعه ی به کاربرد معمولی ،همیشه درست نیست .مخصوصا در رشته ای مانند تعلیم وتربیت وتاکید کردند که توضیح را نباید با دقیق ساختن خلط کرد.به این معنا که برخی از مفاهیم ،نادقیق اندو همین است که غالبا آنها را سودمند می سازد.
اقدام نخست به تحلیل مفاهیم به چشم یک کنکاش در شرایط منطقی لازم وکافی برای این کاربرد یا در صورت دشواری بدان،لااقل شرایط لازم برای این کار می نگریست ،بنابرین اگر یک تحلیل از کاربرد یک جمله مشعر برآن باشد که نباید اشخاص را فرهیخته نامید مگر این که مطالب ارزشمندی را آموخته باشند،پس آموزش وپرورش مستلزم آموختن چیزی ارزشمند است وتحلیل بیانگر یک حقیقت مفهومی است.هدف چنین فلسفه آموزشی وپرورشی ایجاد یک مجموعه فراگیر از حقایق مفهومی در باره آموزش وپرورش است .مراد از این حقایق مفهومی پدید آوردن نوعی چارچوب ذهنی برای نظریه آموزشی وپرورشی است که پیرامون آن ادعا های تجربی افزوده شده است.فلسفه تحلیلی آموزش وپرورش که دست پرورده ریچارد پیترز ،پل هرست ودیگر فیلسوفان آموزش وپرورش است که طی دهه ی 1960وپس از آن روند خود را به انستیتوی آموزش وپرورش لندن متصل کرده ،به روشنی نمایانگر این تعبیر از تحلیل است.
دومین نظر خاص روش شناسی تحلیلی ،به تحلیل به صورت کنکاش برای «پیش فرض های»بنیادی دانش می نگرد.این روش چون در آموزش وپرورش به کار رود ،در پی آن است که بداند کدام ادعاهای آموزشی وپرورشی حقیقی می توانند پیش فرض کدام نظریه سازی آموزشی وپرورشی باشند.لذا آموزه ی صور معتبر دانش هرست ،تا حد بسیاری مرهون یک تحلیل از چیزی است که به هنگام داشتن یک فکر به منزله ی پیش فرض آن در نظر گرفته می شود.مثلا جمله «یک فکر عقلایی »مسلما مستلزم تجربه ای است که طبق صورتی از طرح مفهومی پی ریزی شده است. به همین نحو ،نظر پیترز درباره ی این که چیزهایی را به عنوان فعالیت های ارزشمند در آموزش وپرورش برگزینیم ،برپایه ی تحلیلی از پیش فرض های منطقی از یک انتخاب عقلایی وبی طرفانه است.
منابع:
-بهشتی ،سعید.(1386).فلسفه تعلیم وتربیت جهان غرب،انتشارات اطلاعات
-شعبانی ورکی،بختیار،شجاع رضوی،محمد رضا.(1381).فلسفه آموزش وپرورش موضوعات در سنت تحلیل. انتشارات فردوسی مشهد
320
درگذشت فاطمه زیباکلام، استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران
به گزارش جام جم آنلاین، فاطمه زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و عضو انجمن فلسفه و تعلیم و تربیت ایران که بر اثر بیماری ناگهانی در بیمارستان بستری بود، دار فانی را وداع گفت.
این استاد رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، دارای تألیفات و ترجمه های شاخصی در حوزه مبانی فلسفی تعلیم و تربیت بود از جمله: وایتهد و تعلیم و تربیت، مکتب فلسفی و تربیتی لندن، اسلام و لیبرالیسم آموزشی، مبانی فلسفی آموزش و پرورش ایران، نظریه آموزش و پرورش آزاد، در آمدی بر آموزش و پروش اخلاق، فلسفه تاریخ و نقش آن در تدریس تاریخ.

319
آشنایی با پنجاه اندیشمند نوین علوم تربیتی از پیاژه تا عصر حاضر
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، آموزش عبارت است از انتقال اطلاعات در ابعاد شناختی، نگرشی یا مهارتی از منبعی به فرد (افراد)به طوری که باعث یادگیری در او شده و یا حداقل هدف از این انتقال ایجاد یادگیری در فرد باشد. به تبع پرورش یکی از نتایج آموزش کارآمد است. افزایش قدرت استدلال و هوش، رشد خلاقیت، افزایش قانون گرایی، التزام درونی فرد به آموزههای دینی، افزایش نظمگرایی و جستوجوگری، آیندهنگری، ایجاد تعصبات مثبت یا منفی و ... از مصادیق پرورش یافتن هستند. همانگونه که بر حسب محتوا ، آموزش میتواند آثار مثبت یا منفی در بر داشته باشد؛ بسته به اینکه کدامیک از قابلیتهای فرد، توسعه یابد پرورش نیز میتواند در جهت مثبت یا در جهت منفی باشد.
در همین راستا علوم تربیتی از رشتههای علوم انسانی است که بیشترین ربط را به جنبههای آموزش و پرورش آدمی و دانشهای مربوط به آن دارد. دربارهٔ مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان و مکان خاصی نیست. یعنی به طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، دانشگاه یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه، و در هر زمانی و هر مکانی است. آموزش عمومی، آموزش عالی، آموزش کارکنان، سوادآموزی بزرگسالان، خودآموزی، آموزش الکترونیکی و مجازی از انواع آموزش محسوب میشوند. آموزش و پروش کارآمد نیازمند مطالعه و پژوهش است و رشتهای علوم تربیتی هم قصد دارد به نحوی به این نیاز مطالعاتی هدفمند پاسخ دهد.
این کتاب که انتشارات سمت آن را منتشر کرده است، جلد دوم مجموعه دو جلدی اندیشمندان تعلم و تربیت (Thinders on Education) است که پالمر (Palmer,2007) آن را تدوین کرده است.
جلد اول کتاب، با عنوان پناه اندیشمند، عمده تعلیم و تربیت (Fifty Major Thinkers on Education) به مربیان قدیمی تعلیم و تربیت اختصاص یافته که این مربیان عمدتاً در مراکز دانشگاهی شناخته شدهاند و کتابهایی درباره آنها منتشر شده است. ولی اندیشمندان معرفی شده در جلد دوم که معاصران تعلیم و تربیت هستند، چندان در مراکز علمی و دانشگاهی شناخته شده نیستند. بنابراین مترجم گروه پژوهشی علوم تربیتی سازمان سمت تصمیم گرفته است فقط جلد دوم، با عنوان پنجاه اندیشمند را منتشر کند که در کشور کمتر شناخته شدهاند و دانشجویان کمتر از آن میدانند.
در این کتاب 50 دانشمند نوین علوم تربیتی در حد کفایت همراه با آثار و آراء و نظراتشان معرفی شدهاند که اسامی تعدادی از افراد معرفی شده به شرح زیر است. اعداد مقابل اسم هر فرد سال تولد و سال وفات وی را نشان میدهد و طبعا دانشمندانی که تاریخی از وفات آنها ذکر نشده از دانشمندان علوم تربیتی دنیای معاصر هستند که هنوز در قید حیات ماندهاند.
الکساندر سادرلندنیل (1883-1973)، سوزان آیزاکس (1885-1948)، هارولد اُردْوِی راگ (1886- 1960)، لودویگ ویتگنشتاین (1889-1951)، مارتین هایدگر (1889-1976)، هربرت ادوارد رید (1893-1968)، لف سمیونوویچ ویگوتسکی (1896-1934)، ژان پیاژه (1896-1980)، مایکل اوکشات (1901-1992)، رالف وینیفرد تایلر (1902-1994)، بروس فردیک اسکینر (1904-1990)، هری برودی (1905-1998)، سیمون ویل (1909-1943)، جوزف شوآب (1910-1988)، کلارک کِر (1911-[2003])، بنجامین اس. بلوم (1913-1999)، جروم اس. برونر (1915- )، تورستن هوسن (1916-[2009])، لی جِی. کرونباخ (1916- [2001])، لی جی. کرونباخ (1916-[2001])، دانلد تامس کمبل (1916-1996)، ماگزین گرین (1917- )، ریچارد استنلی پیترز (97)، جان آی. گودلد (1920)، پائولو فِرِره (1921-1997)، سیمور برنارد سَرسون (1919-[2010])، ایزرئل شفلر (1923)، ژان- فرانسوا لیوتار (1924-1998)، لارنس آ. کرمین (1925-1990)، بازیل برنشتاین (1925-2000)، میشل فوکو (1926-1984)، مارگریت دانلدسن (1926-)، ایوان ایلیچ (1926-[2002])، لارنس کولبرگ (1927-1987)، پُل هیوود هرست (1927- )، فیلیپ هیوود وسلی جکسن (1928-)، جین رولند مارتین (1929-).


بدون شك تعليم وتربيت عامل اصلي رشد وپيشرفت آدمي است.تعليم وتربيت خاص انسان است. فرآيندي است كه به تعيين و رشد استعدادهاي انسان به منظور رسيدن به وضع مطلوب كمك مي كند. تاريخ وفلسفه تعليم وتربيت ، رويكردي بنيادي ،عميق وراه گشا براي حل مشكلات تعليم وتربيت است.دردنياي امروز ما موظفيم به معناي واقعي تعليم وتربيت ، بيانديشيم ودر ارتقاء تعليم وتربيت نسل كنوني ونسل آينده تصميمات درستي اتخاذ كنيم. اين درگاه در نظر دارد با بيان نظرات انديشمندان اسلامي وفيلسوفان تعليم وتربيت ،نقد وتحليل وارائه مقالات وراهكارها وتجارب نو ،معرفي كتب وسايت هاي مرتبط با موضوع،گامي در تعليم وتربيت بردارد.با اين نگاه عميق كه هر مقوله تربيتي مستلزم فلسفيدن وانديشيدن دقيق وتصميم گيري خردمندانه است.