72
میلاد مسعود حضرت امام جواد الائمه (ع)مبارک باد.

میلاد مسعود حضرت امام جواد الائمه (ع)مبارک باد.

شیوه های تربیتی امام علی النقی(ع):

تربیت فرایندی است که شامل مراحل قبل و بعد از تولد کودک میشود و از دیدگاه امام امام علی النقی علیه السلام ، چنانچه زمینه تربیتی مناسب فراهم شود، کودک سالمی متولّد میشود که توان و استعدادهای فراوان و مطلوبی خواهد داشت.
داشتن الگو و سرمشق مناسب
خبرگزاری رشد؛ از منظر امام هادی علیه السلام، وقتی کودک متولد میشود، استعداد فطری و آمادگی ذاتی برای یادگیری و تربیت را دارد و میبایست یک الگوی تربیتی صحیح را برای او ایجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ویژه از والدین، الگو گیرد و از آنان تبعیت کند و اگر چنین الگویی فرا روی فرزند نباشد، مسلماً تربیت او دچار انحراف خواهد شد.
امام هادی علیه السلام در مرحله اول، قرآن و اهل بیت را به عنوان بالاترین الگوی تربیتی معرفی میکند و چنین میفرماید:
«نخستین خبری که حقانیت و صدق آن از قرآن به دست میاید و میتوان کتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حدیثی است که بر طبق کتاب خدا و پیامبر نقل شده است و اختلاف کلمهای در آن نیست که فرمود: من در میان شما دو چیز گران بها میگذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم را که هر گاه به آن تمسّک جویید، گمراه نمیشوید و این دو هیچ گاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، و ما چون شواهد صدق این حدیث را به صراحت در قرآن مییابیم که میفرماید: ولی و صاحب اختیار شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند ؛ همان کسانی که نماز را به پا میدارند و زکات را در حال رکوع میپردازند و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی که به او ایمان آوردند(اهل بیت) را ولی خود بگیرد، پیروز است؛ زیرا حزب خدا پیروز و سعادتمند است».[1]
امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره، ائمه معصوم را به عنوان بهترین سرمشقهای انسانهای هدایتجو میداند و چنین میفرماید:
« السلام علی ائمة الهدی ... و المَثَل الاعَلی...؛[2]سلام بر پیشوایان هدایت ... و نمونه و سرمشق برتر ».
چون که انسان فراموشکار است و گاهی از نتیجه و حاصل کارها غافل میشود، باید با موعظه و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، او را متذکر وظایف خود کرد و و به او هشدار داد که نتیجه عمل او چه خواهد شد و این یکی از شیوههای تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت افراد بود
امام سرپیچی از الگوهای هدایت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاکت و نابودی انسان معرفی میکند و چنین میفرماید:
«من اتاکم نجی ..وَ مَن یأتِکم هَلَکَ وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَکُم و فاز مَنْ تَمسَّکَ بِکُم...؛[3] هر کس به سوی شما اهل بیت بیاید، نجات مییابد، هر کس از شما دوری کند، هلاک میشود...، و هر کس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر کس به شیوه و راه شما تمسّک جوید، به فلاح و رستگاری میرسد».
روش تمرین، تکرار و عادت دادن عملی
از شیوههای دیگر تربیتی امام هادی علیه السلام این بود که آن حضرت سعی میکرد افراد را به رفتار پسندیده، ایجاد نظم و انضباط در زندگی تسلط بر نفس عادت دهد و با اجرای برنامههای مستمر همراه با تمرین و تکرار، رفتارهای شایسته را به صورت ملکه در راه و رسم زندگی فردی و اجتماعی افراد به منصه ظهور درآورد. به تعبیر دیگر، امام هادی علیه السلام ، با تکرار کارهای شایسته همچون: نماز، روزه، صدقه، امر به معروف و نهی از منکر و... ، قصد داشت چنین کردارهایی را جزء لاینفک زندگی افراد جامعه، قرار دهد؛ چنان که در مورد این شیوه تربیت آن حضرت چنین میخوانیم:
« یحیی بن عبدالرحمن میگوید: امام هادی علیه السلام را دیدم که سجده شکر انجام میداد و دو ساعد دست خود را پهن کرده و سینه و شکم خود را به زمین چسبانده بود. در این باره از او سۆال کردم، فرمود: این گونه دوست داریم».[4]
امام دهم، برای تربیت صحیح، افراد را به تکرار و مداومت بر اعمال خوب تشویق میکردند؛ چنان که در روایتی چنین آمده است که:
«محمد بن ریان میگوید: به امام هادی علیه السلام نامه نوشتم و از او خواستم که برای سختیها و حوادث و حوایج مهم و برآوردن حاجات دنیا و آخرت، دعایی به من بیاموزد؛ همان گونه که پدران بزرگوار او به شیعیان خود میآموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت کن».[5]
یا در مورد تربیت عملی آن حضرت چنین آمده است که:
«کافور خادم میگوید: امام هادی علیه السلام به من فرمود: فلان سطل را در فلان جا قرار بده تا با آن برای نماز وضو بگیرم و مرا از پی کاری فرستاد و فرمود: چون برگشتی این کار را انجام بده تا چون برای نماز برخاستم، آماده باشد، ولی من فراموش کردم. شب سردی بود، امام با ناراحتی مرا صدا زد، با خود گفتم: انّا لله، چگونه بگویم فراموش کردم... . با ترس خدمت حضرت رسیدم، فرمودند:
تو مگر عادت مرا نمیدانی که من جز با آب سرد وضو نمیگیرم؟ اما تو آب را برایم گرم کردهای و در سطل ریختهای. عرض کردم: سرورم! سوگند به خدا، نه سطل را آنجا گذاشتم و نه آب را. حضرت فرمودند: الحمدلله. سوگند به خدا، ما نه آسان گرفتنی را ترک کردهایم و نه هدیهای را پس دادهایم. سپاس خدا را که ما را از بندگان مطیع خود قرار داد و برای کمک به بندگانش، توفیق عطا کرد...».[6]
از منظر امام هادی علیه السلام، وقتی کودک متولد میشود، استعداد فطری و آمادگی ذاتی برای یادگیری و تربیت را دارد و میبایست یک الگوی تربیتی صحیح را برای او ایجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ویژه از والدین، الگو گیرد و از آنان تبعیت کند و اگر چنین الگویی فرا روی فرزند نباشد، مسلماً تربیت او دچار انحراف خواهد شد
روش موعظه و نصیحت
چون که انسان فراموشکار است و گاهی از نتیجه و حاصل کارها غافل میشود، باید با موعظه و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، او را متذکر وظایف خود کرد و و به او هشدار داد که نتیجه عمل او چه خواهد شد و این یکی از شیوههای تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت افراد بود.
آن حضرت همیشه افراد جامعه را با بیان نورانی و الهی خویش موعظه و نصیحت میفرمود و آنان را متحوّل و متذکّر میساخت؛ چنان که در روایت آمده است:
«بریحه عباسی، پیشنماز دستگاه خلافت در مکه و مدینه، در حضور متوکل عباسی، از شخصیت امام هادی علیه السلام و خطر او در میان شیعیان به شدت انتقاد کرد و از خلیفه خواست که او را از مدینه تبعید سازند و همین گونه هم شد. هنگامی که امام را از مدینه به سمت سامرا میبردند، بریحه با امام همراه بود و به حضرت چنین گفت: تو خود میدانی که عامل تبعید تو (به سامرا) من بودم. با سوگندهای محکم و استوار قسم میخورم که اگر شکایت مرا نزد امیرالمۆمنین یا یکی از درباریان و فرزندان او ببری، تمامی درختانت را (در مدینه) آتش میزنم و بردگان و خدمتکارانت را میکشم و چشمههای مزرعههای تو را کور خواهم کرد و بدان که این کارها را میکنم.
امام هادی علیه السلام متوجه او شد و در مقام موعظه و نصیحت به او چنین فرمود:
نزدیکترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد.
بریحه چون این سخنان حکیمانة و موعظه آمیز امام را شنید، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضای بخشودن کرد. امام نیز در جواب فرمود تو را بخشیدم».[7]
پینوشتها:
[1] . بحارالانوار، ج50، ص20.
[2] . مفاتیح الجنان، دعای جامعة کبیره.
[3] . همان.
[4] . الاستبصار، ج1،ص347.
[5] . بحارالانوار، ج93،ص283.
[6] .همان، ج50، ص126، ح4.
[7] . ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص 196 و 197 و454.
میلاد امام محمد باقر (ع) مبارک باد.
تربيت در سيره امام باقر (علیه السلام)
تربيت و رباني نمودن انسان ها از وظايف پيامبران و اولياي الهي است. خداوند در آياتي تربيت تمامي انسان ها را هدف بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برمي شمارد. بنابراين همه كساني كه در چارچوب آموزه هاي وحياني، اهداف زندگي خويش راسامان مي دهند، تلاش مي كنند تا افزون بر عروج ملكوتي، دستگير ديگران در اين سير الي الله باشند و خدايي شدن را چنان كه خود آزموده اند، به ديگران نيز بياموزند و شهد شيرين مظهريت يافتن و رباني شدن را به ديگران بچشانند.
يكي از انسان هاي كاملي كه از سوي خداوند ماموريت مي يابد تا نه تنها دستگير شيعيان و امت اسلام باشد بلكه در مقام هدايت و ارائه طريق و ايصال الي المطلوب قرار گيرد، امام باقرالعلوم(ع) است كه تمامي علوم اولين و آخرين را شكافته و به سر منزل دانش مطلق رسيده و در مقام روح القدسي، همه بشريت را از علوم سرچشمه هستي بهره مند ساخته است.
نويسنده در اين نوشتار تنها به گوشه اي از زندگي عالم آل محمد(ص) اشاره كرده و شيوه و سيره تربيتي آن امام همام را براساس آموزه هاي قرآني و روايي تحليل و تبيين نموده است. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
تربيت رباني
شيوه هاي تربيتي
سيره تربيتي امام باقر(علیه السلام)
تربيت قرآني
تربيت بر پايه اعتدال
صحبت و نصيحت با فرزندان
ضرورت تربيت با كردار
بی شک یکی از بزرگترین حکیمان ایران ،ومهم ترین فیلسوف ومرد جامع اواخر سده هفتم وآغاز سده هشتم هجری علامه قطب الدین محمود بن مسعود بن مسلح شیرازی است،که میان اهل علم وطالبان حکمت وطب قدیم بیشتر به عنوان علامه شیرازی مشهور گشته است.
فضیلت علم از دیدگاه قطب الدین شیرازی :
اول بدان که چیزها بر چهار قسم است:
یکی آن که عقل وحکمت مقتضی آن باشند وبدان راضی ، ونفس وشهوت نه ، چون بیماری ودرویشی وبی مرادی در دنیا ؛چه نفس را از این چیزها نفرت بود،وعقل بدان راضی ، از آن جهت که به قواعد برهانی وشواهد قرآنی ، معلوم شده است که هر بنده را که بر درگاه حق تعالی قربی ودرجه یی بود اورا از دنیا چنان نگاه دارند که طفل را از آب وآتش .پس ناآمد مرادهای دنیا نگاه داشت حق بود مر آن بنده را از مشغول بودن به غیر حق.واز این جهت عقل بدین راضی باشد ،اما نفس نه.
دوم آنکه نفس بدان راضی بود ،اما عقل راضی نبود ،چون لذت های نفسانی ،وشهوت های جسمانی ؛که بر خلاف شرع بود. زیرا اگر چه نفس بدین چیزها راضی بود . اما چون عقل می داند که از برای یک لحظه لذت گذرنده دنیا ،سعادت پاینده عقبی از دست می رود ،بدان راضی نباشد.
سوم آنکه هم عقل وهم نفس بدان راضی باشند وآن علم است.
چهارم آنکه نه عقل بدان راضی باشد ونه نفس ، وآن جهل است.
بر گرفته از فصل بیست وهفتم کتاب تاریخ فلاسفه ایرانی ،دکتر حلبی