295
نگاهی به آرا و اندیشههای علی شریعتمداری
فیلسوف تعلیم و تربیت
علی شریعتمداری تربیت را تنها وسیله ارائه آموزشهای دینی علمی، اخلاقی و... میداند و آن را بهعنوان مفهومی که در جامعه انسانی اهمیت دارد، مطرح میکند تا آنجا که تاکید میکند «انبیا هم برای تربیت انسانها آمدهاند»
نویسنده : سجاد صداقت
اولویت نخست حاکمیت باید اصلاح و تعالی تعلیم و تربیت باشد.» این جمله شاید کلیدواژه اندیشههای مردی باشد که عرصه علم و ادب در ایران به او افتخار زیادی میکند؛ مردی که تعلیم و تربیت را سرلوحه همه کارهای علمی و اجرایی خویش قرار داده و در طول سالهای طولانی حضور در فضای آکادمیک ایران بیشترین خدمت را به این عرصه ارائه داده است. علی شریعتمداری یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و استادتمام دانشگاه خوارزمی است. مردی متولد سال 1302 که اکنون در 91 سالگی همچنان با دغدغه تعلیم و تربیت روزگار میگذراند. جملهای که در ابتدای این یادداشت آمد به نوعی عصاره نگاه تربیتشناسانه شریعتمداری است؛ مردی که میتوان درباره او حرفهای زیادی بر زبان آورد.
روزهای زندگی
علی شریعتمداری متولد شهر شیراز در سال 1302 است. پدر و پدربزرگش از روحانیون شیراز بودند. او پس از طی دوره ابتدایی وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد. دیپلم خود را در این شهر گرفت و در همانجا نیز به آموزگاری مشغول شد. او از همان ابتدای راه نیز به تعلیم و تربیت علاقه داشت. وی در سال 1330 کارشناسی رشته قضایی و در سال 1332 کارشناسی فلسفه و علوم تربیتی را از دانشگاه تهران گرفت. سپس از امتیاز شاگرد اولی استفاده کرد و در سال 1335 به آمریکا رفت. او در سالهای پیش از عزیمت به آمریکا به فعالیتهای سیاسی نیز میپرداخت؛ همان روزهایی که در دانشسرای مقدماتی مشغول تدریس شده بود. خود درباره فعالیتهایش پیش از آغاز تحصیل در سال 1330 میگوید: «در سالهای 1325 و 1326 در شیراز، انجمن پیروان اسلام را تشکیل دادم و در دانشسرای مقدماتی، مراقب شبانه بودم که معمولا شاگردانم در فعالیتهای دینی ما شرکت میکردند.»با وقوع انقلاب اسلامی، شریعتمداری بهعنوان یکی از گزینههای مهندس بازرگان برای عضویت در دولت موقت انتخاب شد. خود درباره آن روزها میگوید: «از طرف دولت موقت و شورای انقلاب، پیشنهاد تصدی وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد به بنده داده شد. این دو وزارتخانه آن زمان با هم یکی بودند.» پس از دولت موقت، در سال 1359 شریعتمداری به فرمان امام خمینی(ره) به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درمیآید و تا امروز در این شورا مشغول فعالیت است. او سالهای زیادی به عنوان مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی برنامهریزی و همچنین مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی پژوهش کشور بوده است. در این بین میتوان به ریاست او بر فرهنگستان علوم نیز اشاره کرد. حاصل این سالها تلاش شریعتمداری در عرصه تعلیم و تربیت تالیف 22 کتاب، ترجمه شش کتاب و تالیف 70 مقاله بوده است.
گــــــسترش فلسفههای کلاسیک
شریعتمداری با نگارش آثار خود تلاش کرده است در راه گسترش آنچه فلسفههای کلاسیک یا سنتی در نظام تربیتی ایران نامیده میشود، کمک شایانی کند. او کوشیده است در این راه با مدیریت و تربیت نیروهای تازه در حوزه تعلیم، تربیت و سیاستگذاری برای این حوزه در ایران درواقع سنت تربیت و فلسفه تعلیم و تربیت در ایران را دگرگون کند. این عرصه با تحولخواهی (تغییر وضع موجود تربیتی و سیاسی) و دیگری محافظهکاری (به معنای حفظ وضع موجود و حفاظت از سنتها) شکل گرفته است. شریعتمداری با کتاب «پرورش فکر» که اولینبار در سال 1372 منتشر شد، توانست این اثر را بهعنوان اولین کتابی که در جامعه ایران مستقیما به ضرورت ورود تفکر در تربیت پرداخته است، معرفی کند. در این کتاب نگارنده، فکر پرورشیافته (روشنفکر) را فکری میداند که دارای خصوصیات ذهن فلسفی است. بنابراین مینویسد: «علیرغم آگاهی از اینکه یادگیری (یا تربیت) وابسته به تحولات شناختی (فکری) است، اما در عمل، در تحقق چنین شرایط تربیتی ناکام بودهایم.»
فلسفه آموزش و پرورش
شریعتمداری در یکی از تعریفهای خود از فلسفه آموزش و پرورش میگوید: «فلسفه آموزش و پرورش، بهکارگیری فلسفه در آموزش و پرورش است و این از رهگذر مقولههای فلسفه چون متافیزیک، شناختشناسی و ارزششناسی و دبستانهای فلسفی چون رالیسم، ایدهآلیسم و پراگماتیسم است.» او به این مساله که «سنتگرایی در آموزش و پرورش در عین حال به حاکم شدن نگرش و روحیه سنتگرایان و مقاوم در برابر تغییر و نیز عدم باور به این نکته که تحولات ممکن است سودمند باشد و نیز اینکه گذشته همیشه بهتر از آینده است» اشاره دارد. در ادامه همین بحث شریعتمداری معتقد است «مساله تربیت معلم بهعنوان یکی از راهبردهای ایجاد تحول و تعالی» باید مورد نظر قرار گیرد.
ریشههای تربیتی
شریعتمداری همواره ابراز میدارد که ریشه تمام مسائل کشور، تربیتی است. او امالمسائل هر جامعهای را تربیت میداند. به بیان دیگر همه توسعهنیافتگیها، ناهنجاریها و بداخلاقیها از ناکارآمدی نظام تعلیم و تربیت است. به باور قطعی شریعتمداری، مسائل بزرگ و کوچک در عرصههای فردی و اجتماعی و ناتوانی (یا کمتوانی) در زمینههایی مانند «کنترل عواطف، مقدم شمردن مصالح جمع بر فرد، قانونمداری، گذشت و سعهصدر، احترام به عقیده مخالف، زیست مسالمتآمیز با انسانهای غیرهمفکر، انجام گفتوگوی منطقی و غیرتحکمی و مدیریت زمان، اهتمام به حل مساله با روشهای علمی و حتی دین» دارای «معلول توسعهنیافتگی تربیت» است. اصولا تربیت، تنها وسیله ارائه آموزشهای دینی، علمی، اخلاقی و... است. یعنی آنچه در جامعه انسانی اهمیت دارد، مساله تربیت است و انبیا هم برای تربیت انسانها آمدهاند. تربیت معلم، یک مساله اساسی و مهم است که باید برای آن هزینه شود.
تحقیق و روش تحقیق
یکی از مهمترین ویژگیهای علی شریعتمداری نگاه خاص او به مساله تحقیق و چگونگی بهکارگیری آن در نظام تعلیم و تربیت در کشور است. شریعتمداری در این باره میگوید: «تحقیق معنایی دارد، ما که بحث از تحقیق اصیل میکنیم، یعنی طرح اندیشه تازه. آیا شاگرد ابتدایی اصلا معلومات علمی دارد که بتواند در رشتهای اظهارنظر و اندیشه تازهای را مطرح کند؟ حتی شاگرد دوره دکتری هنوز در رشته خودش تخصص لازم را کسب نکرده و نمیتواند به تحقیق اصیل بپردازد. مدتها طول میکشد، با استادراهنمایش و با استادان مشاور مشورت میکند تا بتواند واقعا مسالهای را پیدا کند که آن تازگی را داشته باشد و کسی روی آن مساله کار نکرده باشد تا آن وقت تحقیق به معنای دقیق در مورد آن مساله انجام بگیرد و این دانشجو بتواند در سایه کوشش خود و راهنمایی استادان، نکته، اندیشه و راهحل تازهای را برای این مساله که طرح کرده، ارائه بدهد.»شریعتمداری در این بین پیشنهاد «آشنا کردن شاگردان با شیوه تحقیق» را مطرح میکند و میگوید: «ما باید کمکم کمک کنیم که شاگرد ابتدایی با شیوه تحقیق آشنا شود، یعنی مثلا بفهمد که دانشمندان از کجا شروع میکنند و چه مراحلی را طی میکنند تا اینکه به نظریهای برسند و آن نظریه در محافل علمی مطرح شود و اگر مورد قبول قرار گرفت، انتشار پیدا کند یا محقق نظریه خود را در یک کتاب یا مجلهای منتشر کند. منظور من این است که همینطوری گفتن پژوهش و گذشتن و بررسی نکردن مفهوم پژوهش و اینکه در چه سطحی پژوهش واقعی امکان دارد، توجه نکردن به این است که در مراکز آموزشی باید کمکم شاگردان با شیوه تحقیق آشنا شوند.»
تربیت از غرب نیامده است
علی شریعتمداری تربیت را تنها وسیله ارائه آموزشهای دینی، علمی، اخلاقی و... میداند و آن را بهعنوان مفهومی که در جامعه انسانی اهمیت دارد، مطرح میکند تا آنجا که تاکید میکند «انبیا هم برای تربیت انسانها آمدهاند». به همین دلیل است که شریعتمداری همواره بر تربیت معلم، بهعنوان یک مساله اساسی و مهم تاکید میکند. شریعتمداری بهگونهای اساسی با این مساله که تعلیم و تربیت از غرب آمده، مخالفت میکند و میگوید: «ما در تاریخ اسلام و تاریخ کشورمان مشاهده میکنیم که افرادی مانند شهیدمطهری در حوزه تربیت، خوش درخشیدهاند، پس تعلیم و تربیت جایگاه ویژهای در اسلام و ایران دارد. در جهان اسلام، یک نظام تربیتی که ابعاد مختلف شخصیت انسان را پرورش میدهد، وجود دارد.»
منبع:

بدون شك تعليم وتربيت عامل اصلي رشد وپيشرفت آدمي است.تعليم وتربيت خاص انسان است. فرآيندي است كه به تعيين و رشد استعدادهاي انسان به منظور رسيدن به وضع مطلوب كمك مي كند. تاريخ وفلسفه تعليم وتربيت ، رويكردي بنيادي ،عميق وراه گشا براي حل مشكلات تعليم وتربيت است.دردنياي امروز ما موظفيم به معناي واقعي تعليم وتربيت ، بيانديشيم ودر ارتقاء تعليم وتربيت نسل كنوني ونسل آينده تصميمات درستي اتخاذ كنيم. اين درگاه در نظر دارد با بيان نظرات انديشمندان اسلامي وفيلسوفان تعليم وتربيت ،نقد وتحليل وارائه مقالات وراهكارها وتجارب نو ،معرفي كتب وسايت هاي مرتبط با موضوع،گامي در تعليم وتربيت بردارد.با اين نگاه عميق كه هر مقوله تربيتي مستلزم فلسفيدن وانديشيدن دقيق وتصميم گيري خردمندانه است.